زندگی و سیره سبط اکبر امام حسن(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ تولد:شب سه شنبه 15 رمضان,3هجری
کنیه :ابو محمد
القاب:سید،سبط،امین،حجّت،زکیّ،زاهد،مجتبی
نام:حسن،شبر
روایت از امام زین العابدین علیه السلام
حضرت فاطمه الزهراءِ(س) به حضرت علی (ع) عرضه داشت بر فرزندم نامی بگذار حضرت فرمود،هرگز بر پیامبر سبقت نخواهم گرفت،حضرت پیامبر فرزند راب پارچه سفیدی پیچید فرمود،من نیز بر پروردگار سبقت نمی گیرم خداوند به جبرئیل امر کرد:بر پیامبر مبارکباد گوید و نام پسر بزرگ هارئن را بر او بگذار (شبر) که در زبان عربی به معنی حسن می باشد.
پیامبر اکرم (ص) امام حسن مجتبی (ع) را بر دوش خود سوار می کرد و می فرمود:هر کس مرا دوست دارد باید این فرزندم را دوست بدارد.
پیامر اکرم فرمود:حسنین دو گوشواره عرشند بهشت به حق تعالی عرض کرد:
مرا مسکن ضعفا و مساکین قرار ده :حق تعالی او را ندا داد آیا راتضی نیستی من رکن های تو را با حسن و حسین علیهم السلام زینت داده ام پس بهشت بر خود بالید مانند بالیدن عروس.
مکارم اخلاقی امام حسن مجتبی (ع)
1.هر گاه سفر حجّ می کرد پیاده می رفت
2.گاهی با پای پیاده راه می پیمود
3.هر گاه یاد می کرد مرگ و قبر و گذشتن بر صراط را گریه می کرد
4.چون یاد می کرد اعمالش را نسبت به حق تعالی نعره می کشید و مدهوش می شد
5.چون به نماز می ایستاد بندهای بدنش می لرزید
6.هیچ کس او را ملاقات نکرد مگر آنکه او مشغول ذکر خدا بود
7.هر گاه وضو می ساخت بند های بدنش می لرزید و رنگ مبارکش زرد می شد
25.8مرتبه پیاده به حجّ رفت
2.9 مرتبه و به روایتی 3مرتبه مالش را با خدا تقسیم کرد
سخنان گهر بار حضرت:
در شگفتم از کسی که در غذا و طعام خودش تفکر می کند ولی در طعام روحش تفکر نمی کند شکم را از طعام زیان آور نگه می دارد،اما سینه خود را از موجبات تباهی و هلاکت انباشته می سازد
((سفینة البحار))
"مهیای سفر آخرت شو و توشه سفر را پیش از رسیدن اجل تحصیل نما
"تو طلب دنیا می کنی و مرگ تو را طلب می کند
"در حلال دنیا حساب است و در حرامش عقاب
"هر چه در مال دنیا تحصیل نمائی زیاده از قوت خود در آن بهره نخواهی داشت و خزینه دار دیگری خواهی بود
"بار مکن اندوه روزی را که هنوز نیامده است
تاریخ شهادت:28صفر,50هجری
مدت عمر :47سال
7 سال زمان حیاتش با حضرت رسول اکرم(ص)
30 سال زمان حیاتش با حضرت علی علیه السلام
10 سال زمان امامتش
قاتل:جعده امام حسن مجتبی (ع)
بوسیله:زهر
روایتی در مورد صلح امام حسن(ع)
مردی به خدمت امام حسن (ع) رفت و گفت:یابن رسول الله گردانهای ما را ذلیل کردی و ما شیعیان را غلامان بنی امیه گرداندی حضرت فرمود :به چه سبب؟!
گفت:به سبب آنکه خلافت را به معاویه گذاشتی.
حضرت فرمود:بخدا سوگند یاوری نیافتم و الّا شب و روز با او جنگ می کردم تا خدا میان من و او حکم کند:اهل کوفه را می شناختم عهد و پیمان ایشان را وفایی نیست زبانشان با من است و دلشان با بنی امیه.
آنحضرت سخن می گفت ناگاه خون از حلق مبارکشان جاری شد راوی گوید:پرسیدم یابن رسول الله این چیست؟ حضرت فرمود معاویه زهری فرستاده و آن را به خورد من دادند: راوی می گوید پرسیدم چرا مداوا نمی کنید،حضرت فرمود این بار سوم است.
آنچه حسن بن علی(ع) با معاویة بن ابی سفیان بر اساس آن صلح کرد و بین آنها توافق حاصل شد که او ولایت مسلمین را به معاویه واگذار نماید و با او صلح کند مشروط بر اینکه عمل بکتاب خدا وسنت پیغمبر(ص) بنماید و حق نداشته باشد پس از خود خلیفه معین کند یا عهدی برای کسی بگیرد بلکه کار مسلین را بشوری بین خودشان واگذارد،باید مسلمین هر کجا هستند:شام ،عراق،حجاز و یمن بر جان و مال خود ایمن باشند مخصوصا دوستان و هوا خواهان امیر المومنین (ع) و شیعیان ابیطالب که جان و ناموس،فرزندان آنها در امان باشند.
معاویه به خداوند عهد و میثاق میدهد و با حسن بن علی (ع) پسر زاده پیغمبر(ص)پیمان می بندد که باینشرط عمل کند و در صدد اذیت و آزار و تعدی به حسن بن علی (ع)و برادرش حسین بن علی(ع) و تمام افراد خاندان پیغمبر بر نیاید،آشکار یا پنهان قصد بدی درباره آنها نکند و کسی را نترساند و تهدید نکند و هر جا که باشد این مشروط درباره اش رعایت شود و بر این صلحنامه پایبند به عهد باشد..این صلحنامه در 25 ربیع الاول سال 41هجری امضاءِ شد و دوران فتنه و انقلاب داخلی خاتمه یافت ولی معاویه بهیچ یک از مشروط وفا نکرد.
برجسته ترین سطور زندگانی امام حسن(ع) صلح با معاویه است که بنابر مقتضیات زمان و اوضاع احوال صلح کرد
این صلح مانع از وظایف امامت نبود بلکه فرصت بیشتری به امام دوم داد که احکام جدش را نشر دهد و مبادی دین اسلام و قوانین آنرا به بمردم عملا بیاموزد و حقایق را چناچه هست بمردم تعلیم دهد.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید :